نویسنده بهاره صفاری

حنا و چتر آبی

داستان حنا و چتر آبی : دخترکی به اسم حنا با مادرش زندگی میکرد. جشن تولد حنا نزدیک بود و قرار بود مادر حنا جشن کوچکی برای دخترش بگیرد و حنا هم کلاسیهایش را دعوت کند. مادر حنا به این فکر بود که چه هدیه ای برای دخترش تهیه کند که حنا خوشحال شود. مادر حنا رو به...

ﺳﮓ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﻭ ﺧﻮﮎ ﺧﻮﺵ ﺷﺎﻧﺲ

ﺭﻭﺯﯼ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯼ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺩﺷﺖ ﺳﺮ ﺳﺒﺰ ﯾﮏ ﺗﮏ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺯﯾﺮ ﺁﻥ ﺳﻪ ﺑﭽﻪ ﺧﻮﮎ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ ﮐﻮﮐﯽ، ﺩﻭﺩﻭ، ﺗﺎﺗﺎ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﺮﺩﻧﺪ. ﺩﺭ ﭘﺎﯼ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﺮﮐﻪ ﺁﺑﯽ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻃﺮﻑ ﺑﺮﮐﻪ ﺳﮓ ﺳﯿﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ ﺑﻠﮑﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ...